مقدمه :

آموزش و پرورش رسمی اشاعة آن که در بیشتر کشورهای صنعتی وپیشرفته جهان ازاهمیت قابل توجهی برخورداراست به طوري یک عامل اساسي درايجادوگسترش رفاه اجتماعی وهم چنين تغییرات سریع درشئوون مختلف زندگي-درحهاني که راه ترقی راسریعاً طی می کند- ، تلقی شده است.

در جوامع در حال رشد نیزامر تعلیم وتربیت چون عامل عمدة روشنگری وتحرک زاوتسریع بخش نهضت های عمده اجتماعی متجلی شده است . بدین سبب جنبه اجتماعی آموزش وپرورش درتمام جوامع پیشرفته ودر حال رشد،برای مطالعة عینی جلب نظرکرده است.بویژه به دنبال تغییرات اجتماعی وتحولاتي درنقش خانواده ورابطه مشاغل وتحصیلات،اهمیت بررسی نیازهای اجتماعی به آموزش وپرورش  دگرگونی های شایسته رانمایان مي سازد.

 

مفهوم کلی ازآموزش وپرورش درجامعه ي جدید:

درجوامع جدید،مفهوم آموزش وپرورش وکارکردهای آن دستخوش تغییرودگرگونی شده است.نیازهای گوناگون زندگی،انواع نوین آموزش وپرورش راطلب می کنند.در واقع نیروهای اجتماعی نافذی که درجامعه ابتدایی، آیین ورودودرقرن بعد،مدارس ویژه تعلیم خواندن ونوشتن رابوجودآوردند،درمقیاس بزرگتری همچنان فعال اند. شیوه های زندگی ازنسلی به نسلی،تجدیدشکل پیدامی کنند.ولی این تجدیدشکل همواره باتجارب بیشتروانگاره های پبچیده تری همراه است.نسلهایی که درمدارس قدیم فقط به یادگیری فقط به یادگیری خواندن ونوشتن وحساب کردن می پرداختند،جای خودرابه نسلهایی سپرده اندکه درمحیط های سازمان یافتة آموزش ویادگیری طبق برنامه های منظم،درجریان آموزش وپرورش عمومی،فنی وتخصصی مورد نیاز جامعه قرارمی گیرند. جامعة ساده فقط اشکال ابتدایی نظامهای سیاسی واقتصادی راداشت وازاین رو تقریباً فاقدتمام تمایزهای موجود درجامعة پیچیده بود.کارکردهای آموزش وپرورش عمدتاًازطریق خانواده یا مشارکت فرددرفعالیتهای گوناگون گروه اجتماعی صورت می گرفت وبه این منظور،نهادجداگانه ای لازم نبود.ولی درجامعة پیچیدة متمدن،با گسترش شهرنشینی،توسعة صنعتی،دگرگون شدن ساختارها وکارکردهای سیاسی واقتصادی،عواملی مثل خانواده که درگذشته بار تعهدات تربیتی را عهده داربودند،دیگراقتدارونفوذ کافی برای ایفای وظایف پیچیدة آموزشی وپرورشی ندارند.ازاین روشرایط جامعة متحول،مستلزم ایجادنهادخاصی به نام نظام آموزشی رسمی یامدرسه است تا آنچه راکه نسل های گذشته ازشکل ساده تر، درخانواده فرامی گرفتند اکنون دراشکال گوناگون وپیچیده تر،دراین نهادبیاموزند.

دراین شرایط،جامعه ازساخت وکارهای آموزشی وپرورشی گوناگونی برخورداربوده،گردش امورآن دراغلب موارد، مستلزم اجرای برنامه های درازمدت،دقیق وتخصصی است. آموزش وپرورش مدرسه ای که زمانی کارکردعمدة آن به سوادآموزی  محدود می شد،یک دامنة گسترده ای ازتجارب معارف،علوم وفنون جدیدراشامل می شود.باپیچیده تر شدن جامعه،آموزش وپرورش به طورروزافزون،به صورت ابزاربازسازی فردوجامعه درمی آید.

درنتیجه شهروندانی که خواستاراشتغال به کاروخدمت درجامعه وخواهان برخورداری ازمزایای زندگی اجتماعی می باشند،مجبورندسالیان نسبتاً قابل ملاحظه ای ازعمر خودرادرمراکزآموزش وپرورش رسمی بگذرانند.1

 

* مسأله آموزش وپرورش معاصرازدیدگاه جامعه شناسی

توجه به تاریخ نهادهای اجتماعی وتاریخ عقاید فلسفی مساله آموزش وپرورش حاضرراروشن ساخته ومعلوم می داردکه امروزنظام های تربیتی درجوامع سعی دارند باایجاددگرگونی هاازطریق آموزش وپرورش رسمی استمرار حیات اجتماع خودراتحقق بخشند.دراین سیررفع نیاز هارا موردتوجه قرارمی دهند.افزون به نیم قرن است که تغییرات عمیق درساخت زندگی گروههای انسانی بوجود آمده وموجبات تحول موسسات تربیتی رافراهم ساخته است. درایجاد این تغییرات عوامل متعددی دخالت داشته اند. ازآن جمله می توان بازتابهای ذهنی جمع رانام بردکه به مروردرطول تاریخ بشری گسترش یافته وشکل گرفته است.

ازآنجا که تعلیم وتربیت ازارزشهای هراجتماعی متأثر است ،لذاباتغییرات زندگی ضرورتاًبایدمتحول شودودر این تحولات ایجادتوازن بین علوم وفنون،اقتصاد،روابط بین الملل ودموکراسی نیزموردتوجه مراکزتربیتی قرار گیرد.برآورده شدن این منظور نظرموجب شده است که موسسات تربیتی درراه تضعیف رابطه انسان امروزی باسنت های کهن اقدام کنند.تابدینوسیله انسانی تربیت شودکه ضمن مسئول بودن بتوانددرتصمیم گیری هاوایجاد اتحادیه های نظام اجتماعی نیزمؤثرباشدودرنتیجه بنیان ساخت جامعه راتکیم بخشد.

 

 

 

* بودجه مختص آموزش و پرورش و بازدهی آن به منظور تقسیم بندی مشاغل با توجه به دادهای اجتماعی :

امکان دارد نظام های تحصیلی از برنامه های سازنده نیروی انسانی لازم برخوردار باشند ولی عدم یا ضعف امکانات نتواند کارایی آنها را بارور سازد. از این دو با توجه به هزینه های لازم در ارتباط با محتوی برنامه می توان دریافت که آیا در عمل تعداد دانش آموزان مشغول در دوره های مختلف حرفه و فن با بهره وری از آن که مستلزم بودجه کافی است که به محض فراغ از تحصیل وارد بازار کار می شوند ؟ یا به علت عدم تجهیزات آموزشی به جرگه بیکاران گران قیمت می پیوندند.

با امکان نظر در برنامه های آموزشی و هدفهای آن باید توجه نمود که آیا نظام های تربیتی بازده قابل توجهی دارند یا خیر ؟ در این زمینه مورد عمده بررسی این است که چه دانش آموزی را نظام آموزشی تربیت می کند ؟ و چه نوع کارگر ماهری در سازمان های نظام تحصیلی مربوط پرورش می یابد و توزیع فارغ التحصیلان وارد در زندگی فعال که نمایانگر نتیجه مثبت مربوط به نظام تربیتی است چه درصدی دارد؟

با توجه به شرحی که گذشت می توان نتیجه گرفت که تقسیم بندی مشاغل ، یعنی توزیع نیروی فعال در کارهای مختلف با توجه به اهمیت اقتصادی و اجتماعی آن چقدر به نظام تربیتی که یک نهاد اجتماعی است مربوط می گردد.

 

نارسایی های آموزش عالی در کشورهای در حال رشد:

پس از دستیابی انسان به پیشرفت های فضایی نظام آموزش و پرورش در جوامع درهم ریخت و دست اندر کاران خواستند با ایجاد ساختارهای جدید در استراتژی تعلیم و تربیت دگرگونی به عمل آورند. و بدین سان کیفیت تربیت مسوولان آینده خود را افزایش دهند. ولی در عمل مشاهده شد که برآوردن این هدف در ممالک سوم هرچند هزینه های گرانی را از طرف مسوولان و دست اندرکاران به خود اختصاص داده و در سطح آموزش ابتدایی به اصطلاح با سواد آموزش دنبال شد ، ولی نتوانست در آموزش عالی در نظام پیشرفته ای برخوردار باشد. و شاید در آموزش عالی این جوامع هدف گم شد.

توجه به نتیجه عملکرد برنامه ریزان و دست اندرکاران که با صرف هزینه های سنگین در مقام دگرگونی و تغییر نظام های آموزشی بر می آیند علت شکست و عدم پیشرفت در این مورد را روشن ساخته و از ناتوانی آنها پرده بر می دارد . در این مورد ذکر قاطع علل ، خالی از اشکال نیست از این رو تجزیه و تحلیل علمی عناصر تشکیل دهنده آموزش عالی بهتر می تواند روشنگر نارسایی باشد. در کشورهای در حال رشد روز به روز بر تعداد دانشجویان دانشگاهها در کلیه رشته ها بخصوص در رشته های علمی و تجربی افزوده می شود.

 

 

اهداف نوین و برنامه های جدید آموزش :

مثال های زیر نشان می دهند که اهداف نوین با احکام جامعه سازگار بوده و به طور طبیعی مشارکت مدرسه را در امر توسعة اقتصادی و فرهنگی افزایش می دهند.

زنبئی طی مطالعات خود در سال 1983 ، دربارة فرم « تحصیلات دوره ای » در مجارستان یادآور می شود که سند جدید « طرح آموزش مدرسه ای » نام دارد در حالی که سند قدیمی عنوان « برنامة مطالعاتی و سوادآموزی » داشته است. تا چندی قبل مدرسه فقط صحنة انجام مراحل تدریس و فراگیری بود و به عبارت دیگر صحنة کسب دانستنی ها در حالیکه اکنون مدرسه می بایست بیشتر به مؤسسه ای تبدیل شود که رشد جامع شخصیت را امکان پذیر سازد . برنامه ریزی های جدید بر روی کارهای شخصی و رشد تفکر فکری تأکیدی خاص دارند . یادگیری بر اساس مفاهیم زیربنائی علمی سازماندهی خواهد شد.

زنبئی می گوید: قبلاًآموختن شیمی بیشتربه نمایش صحیح پدیده ها وایجادامکان برای فراگیری آنها بود.

 

چند مورد مهم از تغییر در برنامه ریزیهای جدید:

1- امروزه وقتی از تکنولوژی صحبت می شود مقصودآموختن راه ورسم زندگی روزمره نسیت.بلکه تأکیدبرفرهنگ فنی وقابلیت های شاگردان است.

2- برنامه های دروس دیگر نیز به همین شکل جهت گیری ها را منعکس می کند.

3- درس نقاشی سعی در رشد یک «فرهنگ بصری » دارد و ورزش و هماهنگی حرکات و روش هایی را می آموزد که متضمن سلامتی است.

4- پیشتر مدرسه آشکارا بر حفظ و ارائه مجدد ارزش های سنتی تأکید داشت.

5- تنوع در برنامه ها و اهداف آموزشی بازگو کنندة این نکته است که معلمان باید توجه بیشتری به منافع و روحیات کودکان مبذول دارند.

 

پذیرش انتقاد تجارب علمی و تکنولوژی

همان طور که می دانیم ریاظیات و علوم طبیعی را تحت عنوان علوم پایه یا دقیق دسته بندی می کنند . برخی از متخصصین می گویند حضور و قوام تدریجی ریاضیات در فیزیک و شیمی را نمی توان موردسوال قرار داد.زیرابسیاری از مباحث ریاضی توسط فیزیکدانان ابداع ویاتکیمل شده اند.

1- طبق نظر بائنز (1977) « علوم طبیعی شامل ستاره شناسی ، فیزیک ، شیمی ، بیولوژی و زمین شناسی و علوم فضایی هستند و ریاضیات رشته ای جداست ، لیکن هرگاه دربارة آموزش علوم صحبت می کنیم ریاضیات را نیز مشمول آن می کنیم ». در ضمن از آنجا که نظریه های موجود در این زمینه همگرا نیستند.

2- دنیس اسبرن پرفسور فیزیک و ستاره شناسی نظر دیگری دارد.

در مورد علوم پایه تحقیقات تحت تأثیر علوم پایه قرار می گیرند ، بنابراین اگر قرار باشد تکنولوژی را یک علم کاربردی محسوب کنیم ، می بایست متقابلاً علم را نیز یک تکنولوژی کاربردی بدانیم.

 

تربیت نیروی انسانی :

یعنی در زمینه های مختلف نیازهای اجتماعی به تربیت نیروی انسانی متخصص و کارآمد برنامه ریزی شود . در راستای تحقق این هدف ضمن توجه به نیازهای فعلی جامعه تربیت نیروی انسانی متخصص باید دربرگیرندة نیازهای آینده نیز باشد تا بدین طریق انسان متخصص ابداع گر ، دارای حرکت در مسیر پویائی و تغییرات اجتماعی باشد. لازم به ذکر است که تعقیب هدف تربیت نیروی انسانی بدواً مستلزم تامین ، تکمیل و نگهداری نیروی انسانی متخصص دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی است.

 

 

 

تعلیم آموزش های فرهنگی،اخلاقی واجتماعی :

این هدف در برگیرندة تفهیم فرهنگ جامعه به گزیده های جمعی و تحلیل مسائل و مشکلات مبتلا به اجتماعی است . در موسسات آموزش عالی چون دانشگاهها باید کندوکاوی در بردها ، ارزش ها به عمل آید تا ؟آنچه که در جامعه بوده و هست مورد تحلیل قرار گیرد و از این طریق در نگهداری ارزش ها ، تکمیل ، رد و با افزایش آن ها اقدام به عمل آید. شناخت به گزیده های جامعه خود توسعه اخلاق اجتماعی را موجب می شود . بنابراین با توجیه اخلاقیات اجتماعی دانشجویان می توانند در توسعه و تحکیم آن آماده شوند. آموزش های اجتماعی که رکنی از ارکان اهداف دانشگاهی را تشکیل می دهد ، در رابطه باطل مسائل و معضلات اجتماعی مطرح می شود . در این بعد مسائل اجتماعی در زمینه های مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد بطور مثال برای دانشجو در هر رشته ای که تحصیل می کند باید روشن گردد که عوامل تحکیم اقتصاد جامعه کدامند به چه طریق می توان در قوت بخشیدن بنیاد خانواده اقدام نمود. رشد جمعیت به چه نحوی مطلوب است تعقیب این هدف تغییرات اجتماعی را مفهوم تکمیل فراهم می کند.

 

عقب افتادگی تحصیلی و جبران آن :

در جواکعی که در آمد بعضی افراد مازاد بر نیازهای آنهاست در اثر ایجاد ناشی از عایدی بین افراد پردرآمد و کم درآمد ، طبقات اجتماعی بصورت مرفه و غیر مرفه هویدا شده است . در این گونه جوامع ، اکثر کودکان متعلق به خانواده های غیر مرفه تحصیلات خود را با اختلافی فاحش و قابل ملاحظه فرهنگی و نقصانی زبانی ، نسبت به کودکان متعلق به خانواده های مرفه شروع می کنند . این اختلاف موجبات عقب افتادگی تحصیلی و به عبارتی عدم موفقیت تحصیلی آنها را فراهم می سازد . عقب افتادگی  تحصیلی علاوه بر اینکه زیان های آنی و آتی فرد را متضمن است ، زیان اقتصادی و اجتماعی را نیز موجب می شود.

عوامل فرهنگی و زبانی و تا حدودی عامل هوش ، در تحکیم تعلیمات اجباری و عمومی که زیربنای تحصیلات بعدی می باشد بسیار قابل توجه است . چون ملاحظه می گردد که موجودیت نقصانی در این عوامل که در اغلب فرزندان خانواده های غیر مرفه اجتماع شهود است . اکثریت قریب به اتفاق آنها را پس از اتمام دوره های راهنمائی به رشته های مختوم به مشاغل کم درآمد هدایت می کند.1

 

مراتب سه گانه سنتی اهداف آموزشی :

1- شناخت

2- مهارت

3- رفتار و آگاهی

مراتب سه گانه نوین آموزش :

1- رفتار و آگاهی

2- مهارت

3- شناخت

این طرح به مقداری تفسیر و توضیح نیاز دارد . سلسله مراتب جدید بدون آنکه بخواهد اطلاعات فزایندة موجود در سطوح مختلف اجتماعی را نادیده بگیرد ، با تحول دانش و اثرات آن بر جامعه و زندگی افراد نیز مطابقت دارد . هم اکنون می دانیم کمی برای یادگیری و تجدید مهارت های حرفه ای و فرهنگی خود بهتر آمادگی دارد که دارای پشتوانه ای محکم از انگیزه ها باشد ( یعنی برای تغییرات و نوآوری ها تمایل داشته و از روحیه خوب و موافق با همبستگی و احساس مسئولیت برخوردار باشد ) و در صورت لزوم بداند چگونه اطلاعات جدید را در کتابخانه ها و کامپیوترها بیابد.

در برخی کشورها این سلسله مراتب جدید چیزی بیش از یک تمایل قوی محسوب می شود و همان طوری که قبلاً دیدیم به عنوان یک عقیدة راسخ و نوعی ایمان در نزد رهبران اقتصادی و مراجع آموزش دهنده و مراجع ارزشیابی کننده مطرح است و با آن همچون روشی از کار و فعالیت برخوردار می شود . اما در کشورهای دیگر بیشتر به منزلة تغییراتی است که درخواست شده یا در شرف وقوع است واضح است که چنین تحولاتی تنها با سخت کوشی و تلاش مداوم و با شیوه ای اصولی در چهار چوب نظام آموزشی به حقیقت می پیوندد:

الف ) پایه ریزی جدید اهداف عملی آموزش و ترغیب فلسفه و دیدگاه نوین آن.

ب) گزینش و سازماندهی محتویات با در نظر گرفتن اهداف جدید.

پ) بازآموزی مستمر آموزگان : دوره ها ، مطالعات شخصی ، نمایش های عملی به کارگیری و تمرین روش ها به صورت گروهی یا فردی و غیره.

ت) تطابق غنی سازی کتابهای درسی ، روش های یادگیری ، امکانات تدریس ،شیوه های ارزشیابی وسایل و اثاثیة مدارس و غیره.

ث) باز آموزی مراجع ارزشیابی کننده و مدیران و غیره.

به همین دلیل است که این گونه تحولات در عرض دوره های پنج تا هشت ساله انجام می گیرد . ولی در پایان آن معلم ابراز رضایت کرده و همچون فردی تعلیم دهنده و سازنده عمل می کند نه چون شخصی خسته از قید و بند انتقال اطلاعات .1

فهرستی از اهداف مورد نظر محققین در سالهای 60 را از دیدگاه معلمان سال های 80

 

دهة 60

- آموختن برای آموختن شاگرد مادام العمر

- فراگیری چگونه بودن

- آموختن برای خود و به همان اندازه برای گذراندن  امتحانات

 

دهة 80

- آموختن برای آموختن و خود آزمایی

- فراگیری چگونه بودن و چگونه شدن

- آموختن برای شکوفا شدن و مشارکت در رشد جامعه و آموزش مداوم به هموطنان

 

 

منابع :

1. جامعه شناسی آموزش وپرورش،عسگریان،مصطفی، تهران،  دانش افروز،1378

2. جامعه شناسی آموزش وپرورش،محمد رسول گلشن فومنی، ( ویرایش 3)، تهران، نشر روان ، 1380

3. جامعه شناسی آموزش و پرورش،علی علاقه بند،تهران، نشر روان،پاییز 1382

4. اصول آموزش و پرورش ، محمدباقر هوشیار، چاپ سوم، دانشگاه تهران 1355

5. آموختن برای زیستن ،مجید راهنما ودیگر،انتشارات یونسکو،1350

 
+ نوشته شده توسط محمد شریف متولی الموتی در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت 16:54 |